تبلیغات
ت مثل تایباد ... ت مثل تربیت...(کلاس ششم)

ت مثل تایباد ... ت مثل تربیت...(کلاس ششم)
درباره ششم ابتدایی،روشهاوالگوهای تدریس،ششم،کار وفناوری ششم،تفکر و پژوهش ششم،فارسی ،کتاب جدید التالیف ،ریاضی،علوم،مطالعات اجتماع 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما کدام گزینه باید اولویت اول وزیر آموزش و پرورش باشد؟






لینک دوستان
پیوندهای روزانه
چت باکس


 

 

هفده بهمن، سالروز وفات مولانا زین‌الدین ابوبکر تایبادی

 پرآوازه‌ترین مرد در پهنه‌ی تاریخ محلی ماست. مردی که حیات و مماتش نقطه‌ی صلح همه‌ی ملت‌ها و مذهب‌ها بوده است.

 

معرفی شخصیت مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی

1- شیخ زین الدین

           از بلوک باخرز و خواف و شهرهای جام و تایباد مانند صفحات خراسان دانشمندان و علماء و عرفایی برخاسته اند که در کتب تواریخ و تذکره ها مسطور است .

          یکی از چهره های تابناک عالم عرفان که در نیمه دوم قرن هشتم هجری شهر تایباد را کانون استفاده و استفاضه از وجود خود قرار داد و شهرتش تا آنجا رسید که امیر تیمور گورکان شخصاً بدیدار او شتافت ، مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی است که پس از وفات او در سال 791 هجری شاهرخ تیموری به ایجاد بنای باشکوهی مشرف به مزار او فرمان داد . اینک به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

          ابوبکر زین الدین تایبادی دانشمند و عارف معروف و او شاگرد نظام الدین هروی است و از روحانیت شیخ الاسلام احمد جامی تربیت معنوی یافته و بعضی او را مرید ابو طاهر خوارزمی نوشته اند . گویند در سفر به مکه چند روزی در شیراز اقامت گزید و خواجه شمس الدین حافظ را از غوغای طاعنان رهایی بخشید . قبر شریف وی هم اکنون در نزدیکی یوسف اباد تایباد موجود و ایوان رفیعی که به امر شاهرخ در آنجا ساخته اند از آثار ظریف معماری آن عصر است .

          ابوبکر تایبادی ، شیخ رکن الدین یا زین الدین علی از اجله علماء و عرفا و اولیای قرن هشتم هجری و جامع کمالات صوری و معنوی و در علوم ظاهری کمال و در صفای باطن و کشف و شهود بحری بوده بی ساحل و خواجه بهاء الدین نقشبندی بخدمت وی رسیده و سید شریف جرجانی و ملاسعد تفتازانی با آن همه مراتب عالی علمی که دارند به مقامات وی معتقد و امیر تیمور لنگ صاحب قرآن ( 771 - 807 ه ق ) نیز بدو دست ارادت داده و نیز به وی منسوب است :

گــر منزل افـلاک شود منزل تو                    وز کوثر اگر سرشته باشند گل تو

چون مهر علی نباشد اندر دل تو                    مسکین تو و سعیهای بی حاصل تو

و نیز از اوست که به ملک غیاث الدین از حکمرانان وقت آل کرت نوشته است :

افراز ملوک را نشیب است بترس             در هر دلکی از تو نهیب است بترس

با خلق ستمگری کنـی و نندیشی             در هر ستمی با تو حسیب است بترس

و در آخر محرم هفتصد و نود و یک هجری در قریه تایباد از دیهات بوشنج از اعمال هرات وفات یافت و در مورد تاریخ وفات او گفته اند :

تاریخ وفات قطب اوتاد                   یک نقطه به بند آخر صاد

( صاذ در حروف ابجد مساوی عدد 791 است . )

 

2- ملاقات امیر تیمور با مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی

         در حدود سالهای 782-783 هجری قمری که امیر تیمور برای قلع و قمع امیر غیاث الدین پیر علی عازم هرات بود ، پس از تسخیر سرخس و قتل و غارت این شهر به طوس و جام عزیمت نمود و چند روزی در تربت شیخ جام اقامت نمود و از مشایخ خاندان شیخ احمد جامی که به خدمت او رسیده بودند خواست که ترتیبی فراهم آورند تا مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی که در عرفان و تصوف و وارستگی در صفحات خراسان مشهور بود و در تایباد میزیست ، بخدمت او بشتابد . ولی مولانا زین الدین ابوبکر با وجود آنکه فاصله تایباد و جام نبود تقاضاهای مکرر مشایخ را نپذیرفت و از رفتن بخدمت امیر تیمور امتناع نمود و در جواب مشایخ جام نامه ای نوشت و با کمال زیرکی و دانایی دلایل عدم قبول خود را تشرف بحضور سلطان بیان کرد و عدم آشنایی با آداب و رسوم شهری و درباری را بهانه آورد و گفت چون من شخصی منزوی و روستایی هستم نمیتوانم رسم خدمت پادشاه را بجای آورم و دیگر اینکه در عالم خلسه و در حالتی بین خواب و بیداری مرا از این کار نهی کرده اند و در چند نوبت دیگر این ممانعت و نهی را تکرار و تأکید نمودند و لذا پس از وصول این نامه امیر تیمور مصمم گردید که خود شخصاً به زیارت مولانا برود .

 

3- مولانا به تیمور گورکان اندرز میدهد

          صاحب کتاب حبیب السیر درباره ملاقات امیر تیمور با مولانا زین الدین ابابکر تایبادی و گفتگویی که بین آنها صورت گرفته است ، چنین مینویسد :

          مولانا زین الدین بوبکر تایبادی جامع کمالات صوری و معنوی بود و در علوم ظاهری شاگرد نظام الدین هروی و چنانچه در نفحات مسطور است مولانا زین الدین به حقیقت اویسی بوده است و از روحانیت حضرت شیخ الاسلام احمد جامی قدس سره تربیت یافته ، در وقتی که امیر تیمور گورکان داعیه تسخیر هرات داشت در قصبه تایباد با جناب مولانا ملاقات نمود و آنجناب زبان به نصیحت آنحضرت گشوده ، سخنان سودمند فرمود . نقلست در اثناء قیل و قال صاحبقران ستوده خصال از آن قروه اصحاب و جد و حال سئوال کرد که شما چرا هرگز ملک غیاث الدین پیر علی را ارشاد نفرمودند تا ترک اعمال ناشایست دهد . مولانا زین الدین گفت که او را  نصیحت کردم ، قبول ننمود لاجرم ایزد تعالی شما را بر وی گماشت و اگر تو نیز با بندگان خدای تعالی بر نهج عدالت سلوک ننمایی دیگری بر تو مستولی خواهد شد . امیر تیمور گورکان فرمود که کیست شخصی که او را بر من استیلا دهد . جناب مولانا گفت عزرائیل ، امیر صاحقران از شنیدن این سخن فال نیک گرفته ، گفت هیچ یک از سلاطین را بر من ظفر دست نخواهد داد و انتقال من از دار الملال به اجل طبیعی خواهد بود .

 

4- زین الدین ابوبکر تایبادی خواجه حافظ شیرازی را ارشاد میکند

          زمانی زین الدین ابوبکر تایبادی عازم زیارت کعبه میشود و چون به شیراز میرسد در این شهر چند روزی رحل اقامت می افکند و اتفاقاً ایام اقامت او مصادف میشود با اوقاتی که خواجه حافظ شیرازی بمناسبت سرودن این شعر که :

         گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد                وای اگر از پس امروز بود فردایی

            مورد اعتراض شدید قرار گرفته بود و شاید به تحریک خود شاه شجاع که با حافظ کدورتی پیدا کرده بود این صحنه بوجود آمده بود و خواجه دچار تشویش و اضطراریبود و بیم آنرا داشت که مردم عوام به تحریک ملاها و آخوندها بر وی شورش کنند ، لذا در رفع این غائله به خواجه زین الدین ابوبکر تایبادی عارف مشهور این قرن که در شیراز بسر میبرد پناه برد و مولانا زین الدین برای او تدبیری اندیشید که خواجه حافظ شیرازی را از آن مهلکه نجات داد و چنین است این داستان به نقل از کتاب تاریخ حبیب السیر که مینویسد:

            روزی شاه شجاع بزبان اعتراض خواجه حافظ را مخاطب ساخته ، گفت ابیات هیچیک از غزلیات شما از مطلع تا مقطع بر یک منوال واقع نشده بلکه از هر غزلی سه چهار بیت در تعریف شرابست و دو سه بیت در تصوف و یک دو بیت در صفت محبوب و تلون در یک غزل خلاف طریقه بلاغتست . خواجه گفت آنچه بر زبان مبارک شاه میگذرد عین صدق و محض صوابست ، اما معذالک شعر حافظ در اطراف آفاق اشتهار تمام یافته و نظم حریفان دیگر پای از دروازه شیراز بیرون نمی نهد .

             بنابر کنایت شاه شجاع در مقام ایذاء حافظ شده به حسب اتفاق در آن ایام آن جناب غزلی در سلک نظم کشید که مقطع آن اینست :

     گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد                وای اگر از پس امروز بود فردایی

            و شاه شجاع این بیت را شنیده ، گفت از مضمون این نظم چنان معلوم میشود که حافظ به قیامت قائل نیست و بعضی از فقها حسود قصد نمودند که فتوای نویسند که شک در وقوع روز جزا کفر است و از این نیت آن معنی مستفاد است . خواجه مضطرب گشته ، نزد مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی که در آن اوان عازم حجاز بود و در شیراز تشریف داشت رفت و کیفیت قصد بد اندیشان را عرض نمود . مولانا فرمود که مناسب آنست که بیت دیگر مقدم بر این مقطع درج کنی مشعر به این معنی که فلان چنین میگفت تا به مقتضا ، آن مثل که نقل کفر ، کفر نیست از این تهمت تجات یابی بنابراین خواجه حافظ این بیت را گفته پیش مقطع در آن غزل مندرج ساخت که :

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه میگفت      بـر در میکده ای با دف و نی ترسایی

  گـــــر مسلمانـی ای اینست کــه حافظ دارد          وای اگــر از پس امـــروز بود فردایی

و با این واسطه از آن دغدغه نجات یافت .

5- تاریخ وفات مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی

          مؤلف کتاب حبیب السیر تاریخ وفات مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی را به شرح زیر بدست میدهد ، وفات مولانا در نیمروز پنجشنبه سلخ محرم الحرام سنه 791 ه ق روی نمود و ملک عمادالدین زوزنی در تاریخ وفاتش این قطعه را نظم فرمود :

        سنه احدی و تسعین بود تاریخ               گذشته هفتصد از سلخ محرم

          شـده نصف النهــار از پنجشنبه               که روح پاک مولانای اعظم

          سوی خلد برین رفت و ملائک             همه گفتند از جان خیر مقدم

و دیگری از فضلا در این باب گوید :

                       تاریخ وفات قطب اوتاد                 یک نقطه بنه به آخر صاد

منبع : از دیار شاهزاده قاسم(اسکندری)

 

میدان مولانا تایبادی-تایباد

میدان مولانا ابوبکر تایبادی

مزار مولانا

 

 


[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 04:52 بعد از ظهر ] [ وحید لطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هیچ چیزی را نمی توان به کسی یاد داد، ولی می توان به او کمک کرد تا پاسخ ها را از درون خود بیابد....

با سلام وحید لطفی هستم سرگروه آموزشی سال 92-91 وآموزگار پایه ششم شهرستان تایباد

گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :